الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
544
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
( 1 ) و پيروان مختار در زمان خود او همه مذهب كيسانيه نداشتند بلكه چون ديدند مختار جانبدارى اهل بيت مىكند و به طلب خون حسين برخاسته است و در مذهب به آنها نزديك تر است از بنى اميّه و ابن زبير متابعت او كردند و نيز محمد بن حنفيّه او را به حال خود گذاشت و محمد بن حنفيه رأس دعوت كيسانيه نبود به دليل آنكه ابن زبير و عبد الملك مروان پس از كشته شدن مختار و شكست اصحاب وى متعرّض ابن حنفيه نشدند و اگر او رأس آن دعوت بود البته او را مانند زيد و ديگران از بنى هاشم مىكشتند و آزار مىكردند . و طبرى از هشام از ابى مخنف روايت كرده است كه : محمد بن حنفيه سوى شيعيان كوفه نوشت : از محمد بن على ( بىدعوت خلافت و مهدويت ) سوى شيعيان كوفه . اما بعد به مجالس و مساجد رويد و ياد خدا كنيد آشكار و پنهان و از غير مسلمانان صاحب سرّ مگيريد و آنان را به راز خويش آگاه مسازيد همچنان كه از گروهى ستمكار مىترسيد بر جان خود از گروه ديگر دروغگوى بترسيد بر دين خود و بسيار نماز گزاريد و روزه گيريد و دعا كنيد كه هيچيك از بندگان خدا براى ديگرى سود و زيان ندارد مگر خدا خواهد و هر كس در گرو كار و كوشش خويش است و هيچكس بار از دوش ديگرى بر ندارد « و اللّه قائم على كلّ نفس بما كسبت فاعلموا صالحا و قدّموا لانفسكم حسنا و لا تكونوا من الغافلين و السّلام عليكم » . و از ابن امه به صراحت واضح مىشود كه : ابن الحنفيّه طريقت ائمّهء ما - سلام اللّه عليهم - كه مردم را امر مىكردند به متابعت سنّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و معاشرت با مسلمانان و تقيّه در دين و رفتن در مساجد و جماعت آنان و متابعت احكام خلفاء و لو به تقيّه تا فساد و فتنه در كشور اسلام پيدا نشود . و مىگفتند : منتظر فرج باشيد و تا قائم آل محمد ظهور نكند طمع در امارت نبنديد و ائمّهء ما - عليهم السلام - طالب دنيا نبودند و رواج دين مىخواستند اما رؤساى طوائف ديگر براى رياست عجله داشتند و طالب چيزى كه آنان را به به دولت نرساند نبودند و اتباع خويش را به مخالفت خلفا و ساير مسلمانان ترغيب مىكردند . اگر گويى : از اجماع اهل هر ملت و طريقتى علم به مذهب رئيس آنان حاصل مىشود چنان كه مىبينيم مالكيان دست باز نماز مىگزارند يقين مىكنيم كه مذهب مالك اين است . و چون بينيم شيعيان در وضو مسح بر پاى مىكنند دانيم مذهب ائمّه عليهما السّلام مسح بود . و اگر اجماع صحيح نباشد فقه و احكام باطل شود . همچنين از اتّفاق كيسانيه بر اينكه محمد حنفيه مهدى موعود بود معلوم مىشود او هم خود را مهدى مىدانست كه اتباع وى قائل به آن شدند ؟